عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
76
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
و عمل انبيا ميراث انبياست و علم و عمل انبيا فرزند انبياست . پس ميراث ايشان هم به فرزند ايشان مىرسد . تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانيم ! ( 11 ) اى درويش ! انسان كامل هيچ طاعتى بهتر از آن نديد كه عالم را راست كند و راستى در ميان خلق پيدا كند . و عادات و رسوم بد از ميان خلق بردارد ، و قاعده و قانون نيك در ميان مردم بنهد ، و مردم را به خداى خواند و از عظمت و بزرگوارى و يگانگى خداى مردم را خبر دهد ، و مدح آخرت بسيار گويد و از بقا و ثبات آخرت خبر دهد ، و مذمّت دنيا بسيار كند ، و از تغيّر و بىثباتى دنيا حكايت كند و منفعت درويشى و خمول با مردم بگويد ، تا درويشى و خمول بر دل مردم شيرين شود و مضرت توانگرى و شهرت بگويد تا مردم را از توانگرى و شهرت نفرت پيدا آيد و نيكان را در آخرت به بهشت وعده دهد و بدان را در آخرت از دوزخ و عيد كند و از خوشى بهشت و ناخوشى دوزخ و دشوارى حساب حكايت كند ، و به مبالغت حكايت كند و مردم را محبّ و مشفق يكديگر 46 گرداند ، تا آزار به يكديگر نرسانند و راحت از يكديگر دريغ ندارند و معاون يكديگر شوند ، و بفرمايد تا مردم امان يكديگر بدهند هم به زبان و هم به دست . و چون امان دادن يكديگر بر خود واجب ديدند بهمعنى با يكديگر عهد بستند . بايد كه اين عهد را هرگز نشكنند و هركه بشكند ايمان ندارد : « من لا عهد له لا ايمان له » ، « المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده . » ( 12 ) اى درويش ! دعوت انبيا بيش ازين نيست باقى تربيت اولياست : « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ . » دعوت انبيا رحمت عالم است ؛ « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . » و تربيت اوليا خاصّ است ، از بهر آنكه انبيا واصفاناند و اوليا كاشفاناند . ( 13 ) اى درويش ، رحمت خداى عامّ است جملهء موجودات را ، و رحمت انبيا عامّ است جملهء آدميان را ، و رحمت اوليا عامّ است جملهء طالبان را . دعوت انبيا اين بود ، جمله يك سخن بودند و جمله تصديق يكديگر كردند و اين سخن هرگز منسوخ نشود . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . غرض ما بيان انسان كامل بود ، چون كمال و بزرگى انسان كامل را شنيدى ، اكنون بدانكه اين انسان كامل با اين كمال و بزرگى كه دارد ، قدرت ندارد ، و به نامرادى زندگانى مىكند ، و به سازگارى روزگار مىگذراند از روى علم و اخلاق كامل است ، اما از روى قدرت و مراد ناقص است . ( 14 ) اى درويش ! وقت باشد كه انسان كامل صاحب قدرت باشد و حاكم يا پادشاه